جایگاه مشارکت مردمی در سند تحول بنیادین آموزشوپرورش
در سند تحول بنیادین آموزشوپرورش آمده است: رسالت نظام تربیت رسمی و عمومی در جمهوری اسلامی ایران عبارت است از ((فراهم آوردن زمینه نظاممند و عادلانه کسب شایستگیهای فردی، خانوادگی و جمعی لازم برای عموم افراد جامعه بهمنظور دستیابی به مرتبه قابل قبولی از آمادگی جهت تحقق حیات طیبه در همه ابعاد)) لذا نظام تربیت رسمی و عمومی برای تحقق رسالت و کارکردهای خود از مشارکت همهی عوامل سهیم و مؤثر در جریان تربیت بهرهمند میشود، اما در این میان بهطورکلی بر 4 رکن و عامل مهم و اساسی اتکا دارد که عبارتاند از: دولت اسلامی (حاکمیت)-خانواده، رسانه و نهادها، سازمانهای غیردولتی که این چهار رکن نقش تکمیلکننده و متعادلکننده یکدیگر رادارند.
در سند تحول آمده است: خانواده در نظام تربیت رسمی و عمومی نقش اصلی را بر عهده دارد و باید با کسب شایستگیهای لازم، در امر تربیت فرزندان خود مشارکت فعال داشته باشد. خانواده باید دانش و مهارت لازم نسبت به اهداف، برنامهها اصول و روشهای حاکم در مدرسه، توانایی تعامل اثربخش و تعالیجویانه با نظام تربیت رسمی و عمومی را کسب نماید.
از سوی دیگر، نظام تربیت رسمی و عموی نیز باید زمینهی حضور فعال خانوادهها و مشارکت همهجانبه آنان را در تمام سطوح تصمیمگیری و فعالیتها (البته در چهارچوب مبانی، اصول و سیاستهای کلان نظام) فراهم کند.
بر این اساس نکات زیر قابلتوجه است:
نکته اول: تاکید سند تحول بر نقش خانواده و اینکه از عوامل اصلی تحقق رسالت نظام تربیت رسمی و عمومی (حیات طیبه) میباشد.
نکته دوم: مکلف شدن نظام تربیت رسمی و عمومی بر ایجاد بستر لازم برای حضور فعال و مشارکت همهجانبهی خانوادهها در تمام سطوح…
نکته سوم: مکلف شدن نظام تربیت رسمی و عمومی به آموزش خانوادهها برای ورود به عرصهی مشارکت فعال که این امر با آموزش اهداف، برنامهها، اصول و روشهای حاکم در مدرسه، توانایی تعامل اثربخش و تعالیجویانه با نظام تربیت رسمی و عمومی میسر میشود.
حال با مشخص شدن جایگاه و اهمیت مشارکت خانوادهها در فرایند نظام تربیت رسمی و عمومی اجرایی شدن این بند از سند تحول بنیادین ضروری به نظر میرسد. در شرایطی که نظام تربیتی کشور برای ادامه راه توسعهی فعالیتهای خود نیاز دارد خانوادهها را بهطورجدی در امر تربیت سهیم کند.
و در راستای تحقق حق و تکلیف والدین نسبت به تربیت فرزندان نقش خود را بهقرار زیر بر عهده گیرد:
1-انتخاب آگاهانه نوع مدرسه برای فرزندان خود.
2-کسب آگاهی فزونتر نسبت به مسئولیت تربیتی خویش وعدم واگذاری تمامیت این مسئولیت به دیگران
3-نظارت بر کارکرد مدرسه و ارائهی بازخوردهای لازم و بهموقع به مدیران و مربیان
4-مشارکت در فعالیتهای مدرسهای مانند مشارکت در طراحی و اجرای برنامههای درسی و تربیتی غیر الزامی در ساعات در سی و غیر آن
5-حضور فعال و اثربخش در سیاستگذاریها و برنامهریزیهای نظام تربیت رسمی و عمومی مانند حضور نمایندگان نهاد خانواده در سطوح مختلف شوراها، اعم از شورای مدرسه، شورای آموزشوپرورش منطقه و…تا سطح عالی
6-انتخاب سطوح بالاتری از تربیت برای فرزندان خود در ساحتهای مختلف از طریق نظامهای تربیتی جانبی و مکمل.
7-مشاوره و راهنمایی فرزندان برای همراهی و تحقق اهداف و برنامههای مدرسه.
8-ایجاد تشکیلات مردمنهاد برای توسعهی کمی و کیفی نظام تربیت رسمی و عمومی